تبلیغات
"/> Mohammad Paknezhad - مکالمه’ روزمره آمریکائی
 
Mohammad Paknezhad
"If you wish good advice, consult an old man
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما عزیزان!
ممنون که به جامعه ی مجازی زبان تشریف اوردید!
این جامعه ی مدرن با خدماتی از قبیل دانلود کتاب های الکترونیکی و اصطلاح های عامیانه انگلیسی و همینطور مطالب زیبا و پند اموز به همراه شعر های جذاب انگلیسی و متون کاملا انگلیسی به همراه متون دو زبانه (انگلیسی به همراه ترجمه به فارسی) و... محیطی کاملا اموزشی را برای علاقه مندان به این زبان بین المللی فراهم آورده است.
اکنون به خود می بالیم و افتخار می کنیم که تونستیم محیطی آموزشی ولی جذاب را فراهم آوریم تا شما عزیزان ضمن مدرنیزه کردن احساسات و رفتارتان با کمک گرفتن از زبان انگلیسی ، زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم به خود بشناسانید!
به امید اینکه با نقطه نظراتتان و همینطور از همه مهمتر انتقادات و پیشنهادات خود مارا در بهبود این جامعه ی مدرن یاری فرمایید!

مدیر وبلاگ : موسسه زبان و پیش دبستانی پرهام
پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
آیا این وبلاگ در راستای اهداف زبانی شما موثر بوده است ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
<
Time spent here:
قالب و كدهای جاوا > <

قالب و كدهای جاوا >

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

Glitter Graphics
Time spent here:
كد جاوا در قالبسرا

كد تغییر شكل موس

كد تقویم

BAHAR 20.COM

خدمات وبلاگ نویسان

Google
دریافت کد بارش برف از زیبا ساز وب

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس

 
۱- این قدر به اون ماشین ور نرو
1- Stop missing around with that car.

2- شما دو تا بس کنید (از دعوا سر و صدا و ...) نمی بینید دارم کار می کنم.
2- Knock it off you two. Don't you see I'm working.
لغات:
knock off (something): to stop working and go somewhere else بس کردن سراغ کار دیگری رفتن 
۳- اون فقط داره از شما سو ء استفاده میکنه.
3- He is just using you.
لغات:
to use: to make someone do something for you in order to get something you want سو ء استفاده کردن (یکی از معانی آن ) و معنای دیگر آن همان استفاده کردن است که اینجا مراد نیست  
۴- درست ازش استفاده کن (ازش بد استفاده نکن).
4- Don't misuse it. 
۵- این ممکنه باعث دردسرت بشه.
5- This might get you into trouble.
 ۶- تازگی ها تو مدرسه مشکل پیدا کردی (تو دردسر افتادی)؟
6- Are you getting into trouble at school lately?
 ۷- سیستم الکتریکی ایراد (عیب) داره.
7- There must be a flaw in the electrical system.
 ۸- اگر فکر میکنی مشکل الکتریکی داره بهش دست نزن.
8- Don't touch it if you think it's got an electrical fault.
 ۹- بس کن و گرنه چغلی تو پیش بابات می کنم.( به بابات می گم)
9- Stop it, or I'ii tell your dad on you.
لغات:
tell on somebody : to tell someone in authority about something wrong that someone you know has done - used especially by children چغلی کردن گزارش کار غلطی را دادن
۱۰- این قدر فضولی (دخالت ) نکن
10- Stop being so nosy.
11- این قدر بچه نشو (بچه بازی در نیار)
11- Stop being such a baby.
۱۲- این که دلیل نمیشه.
12- That's no excuse.
۱۳- اون کار دزدیه.
13- That is called stealing.
۱۴- خیلی با احتیاط رفتار کن.
14- Use extreme caution.
۱۵- باید آروم و با احتیاط کار کنی.
15- You have to do it slowly and always with caution.
۱۶- حواست جمع باشه.
16- Be alert.
۱۷- حماقت نکن.
17- Stop being a fool. 
۱۸- از عواقب کارت خبر داری.
18- Are you aware of consequences to you.
۱۹- سعی خودتو بکن ممکنه فرصت دیگری گیرت نیاد.
19- Do the best you can, you might not get another chance.
۲۰- مستقیم میرم سر اصل مطلب.
20- I come straight to the point.
۲۱- تمبر را با آب دهانش خیس کرد.
21- He moistened the stamp with his own saliva.
۲۲- اگر آب نباشد از تشنگی هلاک میشویم.
22- If there is no water, we will die of thirst.
۲۳- این سفر برایمان خیلی آب خورد.
23- This trip cust us a lot.
۲۴- این شایعات از کجا آب می خورد؟
24- Where these rumors originate from?
Or : where is the source of these romers?

۲۵ - مهمانی آنها خوب از آب درآمد.
25- Their party ended up being good.
۲۶- بی خود و بی جهت از همه انتقاد می کند.
26- She criticizes everyone for no reson at all.
۲۷ - با دیدن آن خوراک خوشبو دهانم آب افتاد.
27- Upon seeing that Fragnant food, My mouth waterd.
۲۸ - تنها پخت و پزی که بلدم آب پز کردن تخم مرغ است .
28- The only cooking I can do is to boil eggs.
۲۹ - یک مشت آبدار به سرش کوفتم.
29- I gave him a strong punch to his head.
۳۰ - آبروی خوانده ام در خطر است.
30- my family's honor is at stake.
لغات:
at stake: if something that you value very much is at stake, you will lose it if a plan or action is not successful در معرض خطر و نابودی بودن
 ۳۱- برای حفظ آبرو این کار را کرد.
31- He did it to save his face
۳۲- مواظب باش ممکنه لیوان از دستت لیز بخوره و بیفته.
32- Becareful, the glass might slip out of your hand.
۳۳- در آینده ای نزدیک
33- In the near future.
۳۴ این آخرین مد لباس مردانه است .
34- This is the latest men's fashion.
۳۵- یکی مانده به آخر.
35- The last but one.
or - The one before last.
۳۶ - در این شرکت حتی یک آدم حسابی نداریم.
36- We don't have even one qualified person in this company.
۳۷- این آرزو را به گور خواهد برد.
37- she shall not live to see her wish fulfilled.
۳۸ - بهترین موفقیت ها را برایت آرزو میکنم
38- I wish you the best of luck.
۳۹ - ورود برای عموم آزاد است.
39- It is open to the public.
۴۰ - آیا از عهده کار بر می آئید؟
40- Can you handle the job/task?

 41- این روزها اوضاع و احوال چگونه است؟
41- How is everything going with you nowadays?
۴۲- وضع زندگیت چطور است؟
42- How is life treating you.
۴۳ - یک کمی پکر به نظر می رسی.
43- You look alittle bit down in the mouth
or- You look a little upset.
لغات:
down in the mouth: informal unhapp پکر ناراحت
۴۴- ای بد نیستم.
44- So so
۴۵ - دنبال یک لقمه نان می دویم.
45- Too much for an effort.
۴۶- امروز روز سختی را سپری کردم.
46- Today I had a hard day
or - I had a long day today.
۴۷ - تا دیر وقت بیدار بودم.
47- I stayed uo late.
۴۸ - از چه طریق امرار معاش می کنید؟
48- How do you make your bread and butter.
۴۹ - مشغول چه کاری هستید؟
49- What are you busy with?