تبلیغات
"/> Mohammad Paknezhad - more Experssions
 
Mohammad Paknezhad
"If you wish good advice, consult an old man
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما عزیزان!
ممنون که به جامعه ی مجازی زبان تشریف اوردید!
این جامعه ی مدرن با خدماتی از قبیل دانلود کتاب های الکترونیکی و اصطلاح های عامیانه انگلیسی و همینطور مطالب زیبا و پند اموز به همراه شعر های جذاب انگلیسی و متون کاملا انگلیسی به همراه متون دو زبانه (انگلیسی به همراه ترجمه به فارسی) و... محیطی کاملا اموزشی را برای علاقه مندان به این زبان بین المللی فراهم آورده است.
اکنون به خود می بالیم و افتخار می کنیم که تونستیم محیطی آموزشی ولی جذاب را فراهم آوریم تا شما عزیزان ضمن مدرنیزه کردن احساسات و رفتارتان با کمک گرفتن از زبان انگلیسی ، زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم به خود بشناسانید!
به امید اینکه با نقطه نظراتتان و همینطور از همه مهمتر انتقادات و پیشنهادات خود مارا در بهبود این جامعه ی مدرن یاری فرمایید!

مدیر وبلاگ : موسسه زبان و پیش دبستانی پرهام
پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
آیا این وبلاگ در راستای اهداف زبانی شما موثر بوده است ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
<
Time spent here:
قالب و كدهای جاوا > <

قالب و كدهای جاوا >

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

Glitter Graphics
Time spent here:
كد جاوا در قالبسرا

كد تغییر شكل موس

كد تقویم

BAHAR 20.COM

خدمات وبلاگ نویسان

Google
دریافت کد بارش برف از زیبا ساز وب

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس

101

Coming events cast their shadows before

سالی که نکوست از بهارش پیداست

102

Cook someone’s goose

آشی برای کسی پختن(که یه وجب روغن داشته باشد)

103

Count sheep

اختر شمردن

104

Covetousness is the mother of ruin and mischief

طمع مایه ی فلاکت است

105

Crooked by nature is never made straight by education

نهال تلخ نگردد به تربیت شیرین

106

Cry wine and sell vinegar

جو فروش گندم نما

107

Cut(crack) a joke

مزه انداختن

108

Cut the crap

مزخرف نگو

109

Cut to the heart

کسی را کباب کردن

110

Cut your coat according to your cloth

پا را به اندازه ی گلیمت دراز کن

111

Cut class

بی اجازه از کلاس غایب شدن

112

Dance as someone pipes

به ساز کسی رقصیدن

113

Dance before the music starts

نزده رقصیدن

114

Dash one’s hopes

امید کسی را نا امید کردن

115

Dead men tell no tales

سر بریده صدا نمی دهد

116

Deeds not words

دوصد گفته چون نیم کردار نیست

117

Destroy the lion while he is but a whelp

علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد

118

Discretion is the better part of valor

احتیاط شرط عقل است

119

Divide and rule

نفاق انداز و حکومت کن

120

Don’t cast pearls before swine

خر چه داند قیمت قند و نبات

121

Don’t count your chickens before they are hatched

جوج را آخر پاییز می شمارند

122

Don’t let the grass grow under your feet

آب تو دستته بذار زمین بیا

123

Don’t play hard to get

ناز نکن

124

Don’t teach your grandmothers to suck eggs

آزموده را آزمودن خطاست

125

Do without something

از چیزی صرف نظر کردن

126

Draw blood out of a stone

از ریگ روغن کشیدن

127

Draw in one’s horns

سر جای خود نشستن

128

Draw to an end

ته کشیدن

129

Dress up to the nines

هفت قلم آرایش کردن

130

Drink-hail; drink good health; cheerio

نوش جان

131

Drop by drop fills the tub

قطره قطره جمع گرددوانگهی دریا شود

132

Dumb-show

لال بازی

133

Dud cheque

چک بی محل

134

Early to bed and early to rise, makes a man healthy, wealthy, and wise

سحر خیز باش تا کامروا گردی

135

Easy come, easy go

باد آورده را باد می برد

136

Eat salt with a person

نان و نمک با کسی خوردن

137

Escape one’s memory

از خاطر رفتن

138

Every cloud has a silver lining

در نومیدی بسی امید است/پایان شب سیه سپید است

139

Every dog is a lion at home

هر سگ به درخانه ی خویش است دلیر

140

Every cook praises his own broth

کس نگوید که دوغ من ترش است

141

Every light has it’s shadow, every hill its valley

هر سربالایی یک سرازیری دارد؛پایان شب سیه سپید است

142

Every man to his taste

سلیقه ها مختلف است

143

Every now an then

گاهگاهی

144

Every sore has its salve

هر دردی را درمانی است

145

Exchange is no robbery; tit for tat

هرچه عوض داره گله نداره/ این به آن در

146

Fair and square

راست حسینی

147

Fair faces need no paint

حاجت مشاطه نیست روی دلارام را

148

Fair-weather friend

رفیق نیمه راه

149

Fall a victim to

قربانی...شدن

150

Fall on one’s knees

بزانو درآمدن

151

Fall short

کوتاه آمدن

152

Fall out of the frying pan into the fire

از چاله به چاه افتادن

153

Far from it!

حاشا که!خدا نکند

154

Fate overtook him

اجلش فرا رسید

155

Feel a person’s pulse

نبض کسی را گرفتن

156

Few words are best=short and brief

مختصر و مفید

157

Fill someone with fury

کفر کسی را بالا آوردن

158

Fill with wonder

متعجب ساختن

159

Find the length of one’s foot

دندان کسی را شمردن

160

Fire up

آتشی شدن

161

First come, first served

نوبتی هم که باشد،نوبت ماست

162

Fish and guests stink after three days

مهمان تا سه روز عزیز است

163

Fish for information

یکدستی زدن

164

Fish in troubled waters

از آب گل آلود ماهی گرفتن

165

Flatter oneself

دل خوشی به خود دادن

166

Fling up one’s cap

کلاه خود را هوا انداختن

167

Flog a dead horse

آهن سرد کوبیدن

168

Fools have the best luck

دنیا به کام ابلهان است

169

Fools tie knots, and wise men loose them

یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد صد عاقل نمی توانند آن را در بیاورند

170

Forbidden fruit is sweet

منع چوبیند حریص تر شود انسان

171

Forced tears

گریه ی زورکی

172

Freeze one’s blood

زهره ترک کردن

173

Friends may meet, but mountains never greet

کوه به کوه نمی رسد،آدم به آدم می رسد

174

From a bad paymaster get what you can

یک مو از خرس کندن غنیمت است

175

From time immemorial

از عهد بابا آدم(قدیم ها)

176

Get a firm footing

جا برای خود باز کردن

177

Get a head of

جلو افتادن از

178

Get a long

امرار معاش کردن

179

Get a thing off one’s chest

دل خود را خالی کردن

180

Get away! =Get out! =Get off!

گم شو!

181

Get hold of the wrong end of the stick

سرنا را از سر گشاد زدن

182

Get into a groove

روی غلتک افتادن

183

Get into contact with

تماس گرفتن با

184

Get off with

گرم گرفتن

185

Get around a person

قلق کسی را به دست آوردن

186

Get the length of one’s shoes

رگ خواب کسی را به دست آوردن

187

Give a follow up to

ترتیب اثر دادن به

188

Give someone a leg up

زیر بال کسی را گرفتن

189

Give a relief to

یاری کردن به

190

Give good shape to

مرتب کردن

191

Give a heed to

محل گذاشتن،توجه کردن

192

Give oneself airs

باد در دماغ انداختن

193

Give the devil his due

عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو

194

Give way

جا خالی کردن

195

Give with one hand and take back with the other

از پا پس زدن با دست پیش کشیدن

196

Goat’s wool

شیر مرغ

197

Go away with one’s tail between one’s legs

دُم خود را روی کول گذاشتن و رفتن

198

Go back on a bargain

تو زدن

199

Go back on one’s word

به وعده ی خود وفا نکردن

200

Go by

پیروی کردن