تبلیغات
Mohammad Paknezhad - فونولوژی چیست؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
Mohammad Paknezhad
"If you wish good advice, consult an old man
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما عزیزان!
ممنون که به جامعه ی مجازی زبان تشریف اوردید!
این جامعه ی مدرن با خدماتی از قبیل دانلود کتاب های الکترونیکی و اصطلاح های عامیانه انگلیسی و همینطور مطالب زیبا و پند اموز به همراه شعر های جذاب انگلیسی و متون کاملا انگلیسی به همراه متون دو زبانه (انگلیسی به همراه ترجمه به فارسی) و... محیطی کاملا اموزشی را برای علاقه مندان به این زبان بین المللی فراهم آورده است.
اکنون به خود می بالیم و افتخار می کنیم که تونستیم محیطی آموزشی ولی جذاب را فراهم آوریم تا شما عزیزان ضمن مدرنیزه کردن احساسات و رفتارتان با کمک گرفتن از زبان انگلیسی ، زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم به خود بشناسانید!
به امید اینکه با نقطه نظراتتان و همینطور از همه مهمتر انتقادات و پیشنهادات خود مارا در بهبود این جامعه ی مدرن یاری فرمایید!

مدیر وبلاگ : موسسه زبان و پیش دبستانی پرهام
پیوندهای روزانه
پیوندها
صفحات جانبی
نظرسنجی
آیا این وبلاگ در راستای اهداف زبانی شما موثر بوده است ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
<
Time spent here:
قالب و كدهای جاوا > <

قالب و كدهای جاوا >

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

Glitter Graphics
Time spent here:
كد جاوا در قالبسرا

كد تغییر شكل موس

كد تقویم

BAHAR 20.COM

خدمات وبلاگ نویسان

Google
دریافت کد بارش برف از زیبا ساز وب

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس

فونولوژی چیست؟

 

فونولوژی چیست؟ و برخی موضوعات مرتبط با آن.

مقدمه :

1-1- قلمرو

فونولوژی زیر شاخه ای از زبانشناسی است كه در ارتباط با  صداهای زبان می باشد. به عبارت دقیق تر فونولوژی در ارتباط با نقش، رفتار و سازماندهی صداها به  عنوان واحدهای زبانی می باشد. بالعكس، آواشناسی كه بیشتر به مطالعه خنثی خود صداها به عنوان پدیده هایی در جهان مادی و خصوصیتهای فیزیولوژیكی ،جسمی ، عصبی و روانی انسان كه باعث تولید آنها می شود، اشاره می نماید. واجشناسی همچون نحو ، واژه شناسی و به مقدار بسیار زیادی معنی شناسی «زبانی» است در حالیكه آواشناسی بر جنبه های مختلفی از فیزیولوژی اعصاب، روانشناسی ادراكی و فیزیك و... نظر دارد.

باید در نظر داشته باشیم كه ما نمی توانیم نقش صداهای زبان را بدون ارجاع به چگونگی تولید آنها و یا خصوصیات فیزیكیشان مطالعه كنیم. همچنین ما نمی توانیم صداها را در خلاء و بدون ارجاع به نقش زبانی آنها مطالعه نمائیم.

در اینجا سئوالاتی مطرح می شود از قبیل اینكه: چطور واجشناسی به كل زبانشناسی مرتبط می گردد؟ یا چطور جنبة واجی زبان به بقیه زبان یعنی معنی شناسی، نحو و واژشناسی مرتبط می گردد؟ …

ممكن است ما این ارتباط را بطور سطحی با استفاده از بیان سوسور در تمایز بین صورت[1][1] و ماده یا جوهر[2][2] بیان نمائیم، از یك نظر، زبان مجموعه ای از ارتباطات صوری و انتزاعی می باشد (كه شاید بطریقی در ذهن سخنگویان آن نمود پیدا می كند). اما از جنبة ماده (جوهر)، زبان به عنوان صدا، علائم روی كاغذ و… می باشد. به عبارتی دیگر هر نشانة زبانی متشكل از دو عنصر می باشد : یك مفهوم مدلول[3][3] مانند «سگ» یا «سوم شخص مفرد» و یك دلالت گر[4][4] كه از اتخاذ آنان «واژه» یا «سازه ای»[5][5] دیگر بوجود می آید. بنابراین مفهوم «سگ» در زبان توسط زنجیره ای آوایی مشخص می شود : در فارسی [sag] در انگلیسی [dog] . علاوه بر این، زبان توسط آنچه برخی محققان آن را تولید دوگانه[6][6] (تجربه دوگانه) می نامند، نیز توصیف می گردد. در یك سطح، ما اساسا عناصر بی معنی داریم (مثلا عناصر آوایی) با قوانین خاص تركیب و خصوصیات غیرمعنایی دیگرشان و از طرف دیگر تركیبات معناداری از این عناصر بی معنی وجود دارد. اما رابطه میان معنی و عنصر بدون معنی اساساً یك رابطة اختیاری است . دلیل خاصی وجود ندارد كه چرا باید «سگ» [sag] باشد و...

هر زبانی ممكن است از یك نقطه نظر معینی ، «مجموعه ای از تطابقهای معنایی- آوایی» تعریف شود و یك توصیف یا دستور یك زبان، موضوع رسمی (صوری) است كه این مطابقتها را بیان می دارد كه البته محدودة این توصیف و گسترة مواد زبانی مورد شك است و چهارچوبهای نظری مختلف ، اَشكال متفاوتی از یك توصیف كارآمد را پیشنهاد داده اند. در واقع می توانیم بگوئیم كه واج شناسی دارای دو وظیفه عمده می باشد: یكی، كشف طبیعت نمود آوایی هستة صوری زبان هم به طور كلی و هم برای زبانهای خاص و دیگر ، مرتبط ساختن این نمود واقعی با خود صورت كه البته من مورد دوم را به عنوان یك هدف فرعی می بینیم.

2-1- موارد مورد توافق

از زمانی كه ساخت زبان مورد مطالعه قرار گرفته است یكسری توافقهای كلی در مورد خصوصیات مسلم وسیله بیان آوایی بدست آمده است كه در زیر از نظر میگذرانیم:

1- صداها به تنهایی بی معنی می باشند، در واقع جوابی برای این سئوال كه [V] به چه معنی است؟ وجود ندارد البته صرف نظر از برخی زبانهای خاص .

2-اما در ساخت یك زبان، هم به تنهایی و هم در تركیب، صداها می توانند معانی را منتقل نمایند. بنابراین [V] هیچ معنایی در انگلیسی نمی دهد .اما همین آوا در لهستانی نوعی حرف اضافه است كه به صورت نشان داده می شود.

3-هر زبانی دارای فهرستی (مجموعه ای) از آواهاست كه از كل گسترة صداهای ممكن بشر انتخاب شده است كه (ممكن است) از زبانی به زبان دیگر متفاوت می باشد. بنابراین به عنوان مثال انگلیسی دارای آوای سایشی، كناری و برون واك نیست در حالیكه در زبان ولز[7][7] انگلستان این آوا وجود دارد.

4-الگوهایی برای نظام بندی مواد زبانی وجود دارد كه از زبانی به زبان دیگر فرق می كند: محدودیتهای توزیع آواها، قابلیت پیشگویی برخی آواها در موقعیتهایی خاص ، و... بنابراین همه انسدادیها و سایشیهای پایانی در آلمانی، روسی، هلندی و لهستانی، بی داك هستند یا [g] نمی تواند در هجای آغازین در انگلیسی ظاهر گردد مگر آنكه بعد از آن یك واكه یا قبل از یك واكه و یا قبل از [g , k] قرار گیرد.

5-دو زبان ممكن است دارای گونه های آوایی یكسان باشند اما از آنها با توجه به تمایزات معنایی به صورتهای متفاوتی استفاده نمایند. به عنوان مثال انگلیسی و هندی هر دو دارای آواهای انسدادی مشی بیواك و انسدادی دمشی واك دار هستند ولی این دو در هندی باعث تمایز می شوند در حالیكه در انگلیسی بدون تمایز می باشند.

6- مواردی وجود دارد كه در آن بنظر می رسد كه توزیع آوایی به ساخت صرفی- نحوی وابسته است (ساخت صرفی - نحوی در بردارنده توزیع آوایی است) بنابراین آواهای      در انگلیسی به عنوان مجموعه ها[8][8] و یا واحدهای با تفاوتهای (جایگزین) معین عمل می كنند به عنوان مثال :

 Clean/ cleanliness ; seven / sevenity ; crime / criminal ; sign / signify ; divine / divinity ; grain / grianary ; human ; humanity

این تناوبها[9][9] شباهتهای مسلمی با آنچه در مورد اسندادیهای دمشی و غیر دمشی انگلیسی كه گفته شد دارند و البته تفاوتهایی نیز دارند . یك توصیف زبانی، بایستی از عهده تبیین این موارد بر آید اما همانطور كه خواهیم دید اینكه دقیقا چه طور از عهده این تبیین بر آید مشكل می باشد.

مشاهداتی كه در نمونه های (1) تا (6) در بالا صورت گرفت تا حدودی موضوع اصلی واجشناسی را نشان می دادند، اگر چه آزمایشات دقیق به مشاهدات دقیق تر و پیچیده تری منتهی می شود و در این صورت است كه ما میتوانیم نكات دیگر را در مورد این توافقهای كلی اضافه نمائیم.

7- تعداد آواهای زبان بشری محدود می باشد. به عنوان مثال در هیچ زبانی واكه ای وجود ندارد كه در آن ، واحدی نتیجة هم گرد شدن و هم گسترده شدن همزمان لبها باشد و... (و دلایل چنین چیزی را نشان میدهد) ; اما همچنین در هیچ زبانی واحدی وجود ندارد كه توسط نوك زبان در برابر قسمت چپ دندانهای آسیای كوچك تولید شود در حالیكه دلیل خاصی برای چنین چیزی نداریم.

8- در زبان طبقه بندی[10][10] آوایی معتبری وجود دارد كه شامل مواردی از جمله: محل تولید، جریان هوا، موقعیت نرمكام، حالت چاكنای و... می باشد كه می توانند به طور تقریبا جامعی صداهای زبان را دسته بندی (طبقه بندی) نمایند و واجشناسی بایستی كه جوابگوی این طبقه بندی باشد.

9- از میان صداهایی كه توسط انسان تولید می شود فقط بخشی از آن زبانی است. صداهایی از قبیل خنده، فریاد، سرفه و... به عنوان واحدهای زبانی به شمار نمی روند (حتی اگر هم در این میان منتقل كنندة مفهومی باشند) اگر چه كه شكاف مستقیمی میان یك «خنده» و یا جملة «من متحیرم» وجود ندارد .

ما در این كتاب با سئوالات اساسی و مهم زیر سر و كار خواهیم داشت.

1- واحدهای واجشناسی چیست؟ آیا آنها صداهایند[11][11] یا چیزهای دیگر (واحدهای بزرگتر یا كوچكتر)؟ آیا فقط یك نوع واحد در آن وجود دارد یا بیشتر؟

2- اصول نظام بندی كه بر واحدها اعمال می شوند چیست‌ ؟

3- چه مقدار انتزاع، مطلوب سازی و … برای یك توصیف كارآمد نیاز است؟ آیا تنها با ارائه لیستی از چیزها قانع خواهیم شد یا آیا اصول عمیقتر دیگری در كار است كه نمونه های نظری انتزاعی را
می طلبد؟

4-دادن پاسخهایی به این نوع كه: مرز واقعی بین قسمتهایی واجی، واژی، نحوی و معنایی چیست؟ به عبارت دقیق تر، تفاوتهایی از قبیل divine / divity به كدامیك از قسمتهای بالا متعلقند.

5- در پایان پاسخهای احتمالی به هر یا همه سئوالات 1 تا 4 و موضوعهای بحث برانگیز برای توجیه این سئوالات چیستند؟

6- به چه میزان (اگر هست) نظریه واجی بایستی در رابطه با نظریه روانشناسی باشد. آیا ساخت واجی درصدد نشان دادن «خصوصیات مغز» یا «بخشی از یك نظریه مهمتر و بزرگتر در مورد ساخت روانی انسان» می باشد؟ یا آیا واجشناسی مستقل است و ضرورتا به هیچ چیز بیرونی دیگر مرتبط نیست؟

7- به چه میزان داده های تغییرات زبانی، فراگیری زبانی و آسیب شناسی زبانی مرتبط با نظریة واجی است؟ آیا می توانند مستندات بیرونی بر مسائل درونی تصمیم گیرنده باشد. (توجیهات بیرونی).

8- به هر صورت ما چه چیزی از یك توصیف / نظریه واجی می خواهیم؟

3-1- واقعیات، نظریات، حقایق

علی رغم آنكه بسیاری ، این قبیل مطالب را برای دانش آموزان اضافی می دانند ولی من به آنها علاقمندم و بالعكس فكر می كنم دانستن این موضوعات نیز به دانش پژوهان كمك می نماید. در طی این بخش شما با موضوعات انتزاعی فلسفه و منطق سروكار خواهید داشت. غالبا مردم واقعیات[12][12] را تنها به عنوان چیزی كه وجود دارد، پذیرفته اند.

 

 

این یك نقطه نظر عالی است كه واقعیات در جهان وجود دارند و ما با جمع آوری این واقعیات نظریه ها را بنا می كنیم و سپس به دنبال آن هستیم كه آنها به چه نتایجی منتهی می شوند. هیچ چیز نمی تواند بیشتر از حقایق[13][13] باشد. در واقع می توان گفت كه بدون نظریه ها واقعیات وجود ندارند. حتی ممكن است كه كسی چنین تعریف نماید كه یك نظریه به عنوان بخشی از چهارچوبی است كه به شما وقایع را می گوید. حتی اگر «نظریة مبتنی بر واقعیات» یك «اصل كلی آوایی» باشد، حقایق قطعی هستند كه بر آن رجحان دارند. آن حقایقی كه توسط تئوریهای ضروری و سطح پائین كه ما می توانیم آنها را به عنوان «پیش انگاره» یا «پیش نظریه ای» بشناسیم[14][14] مشخص می شوند كه توسط مشاهده و ادراك بدست
می آیند. به عنوان مثال این یك حقیقت است (توسط مشاهده) كه هر چه شیئی دورتر از چشم ما قرار گیرد كوچكتر به نظر می رسد. حال آزمایشی انجام داده و دو دست خود را جلوی چشمهایتان قرار دهید و سپس یكی از آنها را دورتر ببرید. آیا اگر از شما پرسیده شود كه سایز دو دست شما یكسان  است، شما مسلما پاسخ خواهید داد: بلی . در واقع شما شما یك قضاوت نظری كرده اید. یعنی مغز دارای نظریه ای است كه سایز اجسام فیزیكی ثابت می ماند و این بر خلاف تصور ایجاد شده  در مورد سایز و اندازه اشیاء می باشد. بنابراین ثبات اندازه یك پیش انگاره واقعیت می شود.

سه نوع پیش انگاره واقعیت را در مورد تنوع در انگلیسی در نظر می گیریم.

2-  در تلفظ [f] زبان در كف دهان قرار گرفته است؛ برای تلفظ [v] زبان به طرف لبة لثه بلند می شود،

2- واحد آوایی  قبل از واكه های تكیه دار ظاهر می شود بجز در مواردی كه بعد از [s] آمده باشد؛ [p] قبل و بعد از واكه های بدون تكیه و بعد از [s] ظاهر می شود.

3- واحدهای [] / [s] / [k] دارای یك رابطة خاص می باشند؛ این واحدها متناوبا در صورتهای
صرفی electric / eletricity / electricia , critical / criticize , … آمده اند.

در واقع هیچ نظریة واجی مورد 1 را به عنوان یك واقعیت واجی واقعی نمی پذیرد زیرا هیچ نظریه ای نیست كه در آن موقعیت زبان را برای سایشیهای لب و دندانی مرتبط بداند. اما موارد 2 و 3 توزیعهای متنوعی را بطور نظام مند برای واحدهای متفاوتی در نظر می گیرد. این نظام مندی برای مواردی از نظام واجی و برای مورد 3 ساخت واژی می باشد. همة واجشناسان معتقدند كه مورد 2 و 3 می تواند برای توصیف انگلیسی مورد استفاده قرار گیرد و در واقع چنین مواردی به ما اصول كلی را نشان می دهد كه می تواند برای سایر زبانها نیز عمومیت داشته باشد. بنابراین این پدیده ها یك علاقة نظری و ذهنی می باشند.

اما این سئوال كه چنین مواردی بایستی در چه محدوده ای در نظر گرفته شوند مشكل است و محقق را به شك می اندازد. در واقع به عنوان مثال برای مورد 3 هنوز هیچ توافق كلی حاصل نشده است كه آیا آن در محدوده واجشناسی واقع می شود یا در محدودة ساخت واژه و یا در جایی میان این دو ، اصطلاحاتی از قبیل: تكیه دار، واكه، دمیده، البته «نظری» هستند اما آنها متعلق به دانش زمینه ای
می باشند. آنها در واقع از نظریه- آواشناسی- كه یك پیش انگاره برای واجشناسی است می آیند كه خود نیازی به توجیه در واجشناسی ندارند . واجشناسی از طبقه بندیهای آواشناسی به عنوان «داده های واقعی» كه فیلسوفان آن را «زبان مشاهده» می نامند استفاده می نماید.

بنابراین تنها به جهت اینكه یك عقیده در یك تئوری خاص بنظر كنار گذاشته شده می رسد، نمی توان همه نقطه نظرهای آن را رها كرد. حتی پیشرفتهای انقلابی در علم نیز به منزله شروع مجدد همه چیز از نقطة آغاز نیست تاریخ هر نظم و انتظامی نیز بیانگر وجود شرابی كهنه در بطریی جدید است (همچنانكه بیانگر شرابی جدید در بطریهای قدیمی، شرابی جدید در بطریهای جدید و مقداری شراب قدیمی در بطریهای قدیمی است). حتی عقایدی كه به طور كاملا بدیهی ، واقعی بنظر می رسند چنان نیست كه در هیچ جا مشكلی نداشته باشند و در واقع آنها نیز محصول یك سری راه حلها برای خطاهای به وجود آمده بوده اند كه توسط بینشهای خلاق و اختراعات الهام شده مشخص شده اند. پیشرفت یا دوباره سازی ریشه ای یك تئوری به معنای رد هر آنچه قبل از آن بوده، نمی باشد.

همانطور كه Sir karl popper یكی از فلاسفه علم به ما یادآوری میكند كه «پیشرفت» در علم یا در هر رشته ذهنی دیگر نتیجه حدس زدنها و تكذیب كردنها است ; داستان واج شناسی (نظام آوایی) نیز همانند هر موضوع دیگر، یكی از فرضیه های پیشنهاد شده می باشد كه می تواند مورد انتقاد قرار گیرد ، دفاع شود ، اصلاح گردد و اگر لازم باشد رد شود و غیره. هیچ راه حل قطعی و هیچ اطمینانی برای درست بودن آنها وجود ندارد. بهترین چیزی كه ما تاكنون در مورد یك نظریه می دانیم كه غالبا همین هم دست نیافتی است این است كه این تئوری اشتباه است: یك نظریه ای كه تاكنون باطل نشده و یا رد نشده است ادعای مسلمی است از اطمینان و اعتماد ما تا آن زمان كه نظریة بهتری ظاهر شود به همین صورت، تمامی اختراعات بشر نیز از  همین بی مرزی برخوردار می باشند.

بنابراین من در اینجا نظریه های واجشناسی بحث برانگیز (رقابتی) را بیان می كنم. مهمترین تفاوت بین واجشناسی (یا هر شاخه ای از زبانشناسی) و علوم طبیعی این است كه نظم و انتظام مربوط به رفتار نمادین بشری خیلی خیلی پیچیده تر از آنچیزی است كه با طبیعت بی جان و یا سرشت جانداران غیرانسان سروكار دارد و به همین ترتیب امكان تكذیبهای قطعی برای آن خیلی كمتر می باشد. هیچ حادثه ضمنی یا داستان فرعی در تاریخ برای زبانشناسی به مانند آنچه برای نظام عالم وجود كه حركت آن زمین مركز یا خورشید مركز است ، وجود نداشته است این طرز دید بر ساختار این كتاب  تاثیر گذاشته بدین صورت كه: علم واج شناسی یك علم پویا (متحرك) و در حال پیشرفت است و از آنجا كه واجشناسی علمی گسترده و پویا است برای توجیه و حل مشكلات آن، نظریه های صحیح وحقایق بسیاری وجود ندارد.

در واقع در برابر این، ما به مانند آن مرد كور و آن فیلی هستیم كه هر دفعه مرد كور به قسمتی از بدن فیل دست می زد و آنرا یك چیز خاص دیگر می پنداشت . به عنوان مثال وقتی به خرطوم فیل دست می زد می گفت این یك طناب و وقتی به پاهای آن دست می زد می گفت این یك درخت است. بنابراین  چون فیل ما پیچیده است ضروری است كه در روش خود یك توصیف همه جانبه داشته باشیم كه با در كنار هم قرار دادن همة جزئیات و برداشتها با هم میسّر خواهد بود. و چون این ساختها خیلی قابل مشاهده نیستند ما آنها را به طور غیرمستقیم می بینیم . بنابراین شیوه ها و روشهای من مسلما دارای مشكلات خاص، مزیتها و عدم مزیتهای راه حلهای خاص و بیشتر از همه بسیار بحث برانگیز خواهد بود. بنابراین چون بسیاری از چیزهایی كه ما در مورد آن صحبت خواهیم كرد غیرقابل مشاهده خواهد بود مانند اصول ساختاری ، مقوله های فرضی و... كه در پشت واقعیات قابل مشاهده ای قرار می گیرند كه ما سعی در درك آنها داریم ; ما مجبور خواهیم بود كه به صورتی صحبت كنیم كه  مثلا آیا این نظام خاص از فرضیه ها برای داده ها بهتر یا بدتر است. این كتاب موفق خواهد بود اگر بتوانید با مشكل بودن آن كنار آیید و جذابیت آنرا درك نمائید.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر